شناخت ساختار دوربین های DSLR و شیوه استفاده صحیح از آنها

با یک نگاه اجمالی به دوربین هایی که در صد سال اخیر برای ضبط فیلم ساخته شده اند، یا آنهایی که در پنجاه سال اخیر برای تصویربرداری ساخته شده اند، فورا متوجه می شویم که یک دوربین DSLR (دوربین دیجیتال تک لنزی بازتابی) برای گرفتن تصاویر متحرک گزینه کاملا نادرستی است. تصویربرداری با DSLR درست مثل شرکت در مسابقات فرمول یک با اتومبیل مخصوص مسابقات سرعت است؛ درست است که این اتومبیل ها مهندسی خیلی خوبی دارند و خیلی هم سریع می روند، اما برای پیچ های تند اصلا مناسب نیستند. درست مثل اتومبیل های سرعت که بهترین فناوری موجود برای شتاب گرفتن در یک خط مستقیم و بدون مانع هستند، دوربین های DSLR هم برای گرفتن تک عکس هایی با تفکیک پذیری بالا با فوکوس، نوردهی و قاب بندی دقیق طراحی شده اند. می خواهیم نگاهی بیندازیم به دوربین های DSLR مدرن با قابلیت ضبط تصاویر ویدیویی، و ببینیم چرا استفاده از این دوربین ها برای گرفتن تصاویر متحرک به صرفه است، و چطور می توانیم کمبودهای آنها را جبران کنیم.

 آماده!… کلیک!

قبل از اختراع دوربین تک لنزی بازتابی، دو روش برای گرفتن عکس وجود داشت. روش دقیق تر نگاه کردن به یک اسکرین شیشه ای مات و مشاهده تصویری بود که مستقیما از درون لنز دوربین عبور می کرد و به چشم عکاس می رسید. عکاس برای اینکه بتواند عکس را به وضوح ببیند، باید از رسیدن هر گونه نور اضافی به اسکرین جلوگیری می کرد، که این کار معمولا به وسیله یک پرده پارچه ای سیاه انجام می شد. زمانی که فوکوس و ترکیب بندی عکس به قدر کافی رضایتبخش بود، روی لنز را می پوشاند تا نور به آن نرسد، بعد یک قطعه ماده حساس به نور را درست در جایی که اسکرین شیشه ای واقع شده بود، قرار می داد، و پوشش لنز را بر می داشت تا نور از آن عبور کند و ماده به قدر کافی در معرض نور قرار بگیرد. سپس ماده نوردهی شده را می پوشاند تا بیش از این به آن نور نرسد و آن را برای پردازش از دوربین خارج می کرد. در کل، این روش بسیار پر زحمت بود و اجازه ابتکار عمل چندانی به شخص نمی داد.

دوربین های عکسبرداری اولیه

روش دیگر، که چندان دقیق نبود اما کار را به مراتب راحت تر می کرد، استفاده از یک سری عدسی های متناظر بود که تصویری مشابه آنچه به لنز دوربین می رسید را در یک نمایاب نشان می دادند. بدین ترتیب ماده حساس به نور در جعبه ای محفوظ می ماند، و فقط زمانی در معرض نور قرار می گرفت که شاتر باز می شد یا زمانی که فیلم در درون دوربین قرار می گرفت یا از آن خارج می شد. این همان روشی است که ایستمن در سال ۱۹۰۰ در نخستین دوربینی که تولید انبوه شد (دوربینی به نام Box Brownie) آن را به کار گرفت و استفاده از آن در دوربین هایی که از فیلم عکاسی استفاده می کردند، و سپس دوربین های دیجیتال ادامه یافت تا اینکه هزینه نمایشگرهای LCD به قدر کافی پایین آمد تا جایگزین نمایاب در تمام دوربین ها شوند.

دوربین Canon EOS 5D MkII

 راه حل بازتابی

همانطور که از نامش پیداست، یک دوربین تک لنزی بازتابی تنها یک لنز دارد که هم برای گرفتن تصویر و هم برای تشکیل آن به کار می رود. بدین منظور از یک آینه استفاده می شود که تصویری را که به کمک یک منشور از لنز دریافت کرده روی نمایاب ساخته شده از اسکرین شیشه ای مات منعکس می کند. بدین وسیله شما می توانید عکس را دقیقا با همان ترکیب بندی و فوکوسی که روی فیلم یا سنسور ظاهر می شود، داشته باشید. در لحظه گرفتن عکس، آینه به بالا می چرخد تا همزمان با باز شدن شاتر مسیر نور را به طرف صفحه حساس به نور باز کند. وقتی آینه بالاست، شما نمی توانید از داخل لنز چیزی ببینید، به همین دلیل است که یک نمایاب SLR موقع فشردن شاتر سیاه می شود. سنسورهای فوکوس اتوماتیک و نوردهی اتوماتیک معمولا در مسیر نور به سوی نمایاب قرار می گیرند تا شما بتوانید قبل از گرفتن عکس بر وضعیت آنها نظارت کرده و اثر آنها را مشاهده کنید. این چیدمان اجزا، امکان ساخت دوربین هایی با کیفیت خوب، با لنزهای قابل تعویض و قیمت های مناسب را فراهم می کند.

اولین دوربین های عکسبرداری دیجیتال دارای نمایاب های جدا بودند، اما خیلی طول نکشید تا طراحان دوربین یک عنصر تصویربرداری الکترونیک را در محل قرار گرفتن فیلم در داخل دوربین قرار داده و دوربین SLR دیجیتالی که امروزه می شناسیم را تولید کنند. از اواسط دهه ۷۰ که دوربین های SLR به اتوماسیون مبتنی بر میکروپردازشگر مجهز شدند، رقابت شدیدی بین سازندگان دوربین های DSLR شروع شده تا هر ۱۸ ماه یک بار با بهره گیری از دو برابر نمودن قدرت میکروپردازشگر دوربین، دائما بر قابلیت های پیچیده پردازش در مدل های جدید بیفزایند. از امکانات ارائه شده در مدل های امروزی می توان به الصاق برچسب موقعیت از طریق فناوری GPS، انتقال اطلاعات به صورت بی سیم، نرم افزارهایی برای آپلود فوری تصاویر روی شبکه های اجتماعی و نیز انواع تنظیمات پیشفرض برای عکاسی اشاره کرد.

بیشتر دوربین های DSLR امروزی از سیستم های دریافت تصویر CMOS استفاده می کنند، چرا که این سنسورها سریع بوده، تفکیک پذیری بالایی داشته، توان مصرفی کمی دارند و ساخت آنها گران تمام نمی شود، چون فناوری CMOS همان فناوری است که بیشتر تراشه های سیلیکونی دیگر نیز از آن ساخته شده اند. برخلاف سیستم های عکسبرداری CCD که پرهزینه بوده و توان مصرفی بالایی داشتند، بازخوانی اطلاعات تصویر به دست آمده از مجموعه عناصر تشکیل دهنده سنسور CMOS همزمان انجام نمی شود، بلکه سطر به سطر اسکن می گردد، که پروسه بسیار سریعی است و به هیچ وجه مشکلی ایجاد نمی کند – البته در صورتیکه از آن برای گرفتن عکس استفاده شود.

دستگاه Redrock مخصوص حمل میدانی دوربین DSLR

حرکت از عکس به ویدیو

سنسور CMOS در یک دوربین DSLR، بزرگ، دارای نویز کم، و حساس به نور است، و بنابراین بهترین گزینه برای تصویربرداری با انواع گوناگون لنزهای مقرون به صرفه ای است که در دسترس حرفه ای ها و علاقمندان به تصویربرداری قرار دارند. یک لنز DSLR با دیافراگم کاملا باز می تواند تصاویر غنی و شفافی با عمق میدان کم تولید کند، یعنی مشابه آنچه دوربین های تصویربرداری حرفه ای با سنسورهای بزرگ و دوربین های فیلمبرداری ۳۵ میلی متری قادر به تولید آن هستند، پس چه اشکالی دارد اگر سرعت عکسبرداری را از چند فریم در ثانیه در حالت پیاپی به ۲۴، ۲۵ یا ۳۰ فریم در ثانیه ارتقا دهیم، و تصاویر ویدیویی زیبا ضبط کنیم؟ این دقیقا همان کاری است که Nikon در سال ۲۰۰۸ با دوربین D90 انجام داد، و Canon با تولید مدل EOS 5D MkII بدان پاسخ داد و بقیه سازندگان دوربین های DSLR نیز از آن تبعیت کردند.

البته، موضوع به این سادگی ها هم نیست. هیچ یک از سیستم های تک لنزی بازتابی طوری طراحی نشده اند که بیشتر از ۲۰ بار در ثانیه آینه نمایاب را از مسیر نور خارج و مجددا بدان وارد کنند. اینجاست که یکی از اصلی ترین مزایای DSLR از دست می رود: یعنی قابلیت مشاهده دقیق ترکیب بندی و فوکوس تصویر. در عوض باید به تصاویر زنده منتقل شده از سنسور به نمایشگر LCD کوچک پشت دوربین که تفکیک پذیری و کنتراست پایینی دارد، اکتفا نمود. راه حل این مشکل هم استفاده از یک نمایاب الکترونیک اکسترنال (EVF) است – یک مانیتور با وضوح و تفکیک پذیری بالا که بتوانید جزئیات تصویر در حال ضبط را در آن ببینید.

از آنجا سنسورهای فوکوس و نوردهی نیز معمولا در مسیر نور به نمایاب واقع می شوند، عملکرد فوکوس و نوردهی اتوماتیک نیز از دست می رود. دوربین های DSLR جدیدتر از اطلاعات سنسور تصویر برای گرفتن اطلاعات مربوط به فوکوس و نوردهی استفاده می کنند، اما با این حال، انتخاب فوکوس و نوردهی به صورت دستی که در عکس بسیار رایج و کاملا قابل قبول است، در ویدیو ظاهر بسیار بدی پیدا می کند و همان بهتر که از تنظیمات دستی برای این منظور استفاده نکنید. وانگهی، در صورتی که جرأت استفاده از میکروفون تمام جهتی داخلی دوربین را داشته باشید، صدای ایجاد شده توسط سرووموتور احتمالا در زمینه فیلم شنیده خواهد شد. برای حل این مشکلات نیز باید اولا، از ابزار کنترل اکسترنال برای تنظیم فوکوس و دیافراگم استفاده کرد که هم دسترسی به آنها راحت باشد و هم به نرمی عمل کنند، و ثانیا، با به کار گیری میکروفون های اکسترنال صدا را از پرسپکتیو صوتی متناسب با تصاویر ضبط نمود. و البته شاید مجبور باشید یک مسئول تنظیم فوکوس، یک مسئول تنظیم دیافراگم، یک نگهدارنده بوم و یک مسئول ضبط صدا را به عوامل خود اضافه کنید.

دستگاه استدیکم مخصوص DSLR

وقتی اشیا در تصویر شما به حرکت در می آیند و سنسور تصویر CMOS شما ردیف به ردیف بازخوانی می شود، شرایط کاملا مهیاست تا بخش هایی از یک شیء در مکان های مختلفی در ردیف های مختلف تصویر واقع شوند. این اثر باعث می شود تصویر اشیایی که با سرعت در حال حرکت هستند، کش و قوس پیدا کند. برای کاهش این کش و قوس ها در تصویر، که به “اثر رولینگ شاتر” معروف است، باید از پنینگ سریع در یک نما دوری کرد یا میزان حرکت دوربین در عرض نما را به حداقل رساند.

خب، البته دوربین شما در ابتدای امر با دقت بسیار برای گرفتن عکس های تکی طراحی شده بود، اما حالا باید برای بازه های زمانی طولانی قاب بندی و فوکوس آن را حفظ کرده و همزمان سوژه ها را نیز دنبال کنید. و تازه مجموعه ای از ابزارهای مختلف هستند که باید به آن متصل شوند، مثل مت باکس ها، فلاگ ها، نمایاب های خارجی، دستگاه کنترل از راه دور زوم، فوکوس و دیافراگم، میکسرهای صوتی و حافظه های جانبی برای ضبط اطلاعات. احتمالا به یک سیستم مانت خوب نیاز دارید که همه این تجهیزات را سوارش کنید، و حتی اگر سه پایه ای که در اختیار دارید، برای حمل این همه بار به قدر کافی بزرگ باشد، باز به یک رأس سه پایه خوب و مطمئن نیاز دارید که زیر این همه سنگینی بتواند به نرمی دوربین را به چپ و راست و بالا و پایین حرکت دهد.

دوربین های تصویربرداری DSLR اگر با دقت و توجه استفاده شوند، به تجهیزات بسیار قدرتمند و ابتکارآمیزی تبدیل خواهند شد، اما اگر بخواهید این اتومبیل های مسابقات سرعت را در تعدادی از آن پیچ های تند مسیر فرمول یک برانید، واقعا باید راه دیگری برای هدایتش پیدا کنید.

دوربین Panasonic Lumix GH4، اولین DSLR با فرمت ۴K در جهان

نویسنده: اندی سیدور

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *